تبلیغات
سیستان نما - گزارش مراسم نکوداشت استاد حسین نخجوان





Powered by WebGozar

 
سیستان نما
سیستان در یک نگاه
                                                        
درباره وبلاگ

نیا باران ، زمین جای قشنگی نیست!
من از جنس زمینم خوب میدانم،
که دریا، جد تو در یک تبانی ماهی بیچاره را در دام ماهیگیر می راند.
من از جنس زمینم خوب میدانم،
که گل در عقد زنبور است،
... یک طرف سودای بلبل،
یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد.
نیا باران!!!!
مدیر وبلاگ : امین کیخا مقدم
نظرسنجی
آیا با تقسیم استان به 4 استان موافقید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در غیاب مؤسسه ی فرهنگی هنری انتظار، روزنامه زاهدان اقدام به برپایی مراسم نکوداشت هنرمند نگارگر استاد حسین نخجوان نمود. این مراسم ساعت هشت شب پنجشنبه 5/2/92 در محل تالار ایلیای زاهدان برگزار شد. در ابتدای این مراسم استاد عباس باقری شاعر نام آشنای استان و رییس اداره ی فرهنگ و ارشاد زابل طی سخنانی به جایگاه هنرمندانی همچون لورکا و مارکز در جهانی نمودن ویژگی های فرهنگی کشورهای خود پرداخت و گفت: استاد نخجوان با شناخت درستش که از رنگ دارد و استفاده ی به جا از آنها در به تصویر کشیدن نهادهای بومی می تواند آنان را به عرصه ی ملی و جهانی عرضه کند. وی در آغاز سخنان خود گفت: وقتی دکتر رخشانی خبر از تصمیم استاد نخجوان به هجرت از زاهدان داد حالی عجیب به من دست داد و برای لحظاتی خود را فاقد اراده و تصمیم احساس کردم و بی اختیار به یاد ناودان افتادم و این شعر را سرودم...


ناودان

آکنده از دریغ

آسمان را نگاه می کند به عادتِ هر روز:

بادِ حریص

ابری تکیده را

همراه می برد به جانبِ گورستان

و خورشید

از پشتِ خاکروبه ها و آهن قُراضه ها

قد راست می کند به تماشا

بُغضِ گُداخته اش را

در خویش می تکاند، ناودان.

سگ توله ای نحیف

کُنجِ ستونِ خشتیِ غسال خانه

سُرین اش را

به ناودان تکیه می دهد، لَه لَه زنان

و جوباره ی بُزاق

از لای پوزه ی چرکین اش

بر روی خاکِ پوده فرو می چکد.

یک مُرده شوی پیر

-چون قدیس یا برهنه ی مطرودی

در هاله ی مگس-

احشای خاک را، به سر انگشت می کاود

خِلطِ زرد رنگ اش را

از لابه لای تک سُرفه ها بیرون می کشد

و با غیظ، چال می کند...

این سیزدهمین سالِ تشنه ی خورشیدی ست

که ناودان

پاچینِ ابر را

در چنگِ بادِ هیز می بیند، شرمگین.

کُنجِ ستونِ غسال خانه

از بخارِ پیشابِ سگ ها، آشفته می شود

به تشییعِ خاموشِ مُرده ها، آرام می گیرد

و مُرده شوی را می نگرد

به پیشوازِ روز مرّه ی تابوت ها

در زیرِ بادگیرِ لال.

بی آن که نطفه ی بارانی

میلِ نجیبِ کمرگاهش را

در رعشه ای زلال، بلرزانَد

ناودان

در خلوتِ کویری اش اندیشه می کند

دستِ کدام حادثه او را

روزی

به دیدبانیِ این مُرده شوی خانه ی بی در

گماشته ست؟!

استاد عباس باقری در ادامه شعری را که برای استاد نخجوان سروده بود قرائت کرد. شعر استاد باقری در ویژه نامه ی استاد نخجوان به چاپ رسیده است.

در ادامه ی مراسم استاد هادی صفاکیش هنرمند خوش نویس و رییس انجمن خوشنویسان استان طی سخنانی گفت: استاد نخجوان را همه ی ما می شناسیم، هنرمندی توانا و انسانی پرتلاش، وقتی می شنویم که ایشان بار سفر بسته تا در مکانی دیگر رحل اقامت بیفکند، این سئوال در ذهن می آید که چرا؟ پاسخ سئوال در همین جلسه هست، ای کاش بعضی از مسئولین محترم فرهنگی و هنری در جلسه حضور داشتند. خطاب به مسئولین عرض می کنم صائب می فرماید: ای که دستت می رسد کاری بکن، پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار و حافظ می فرماید: دائم گل این بستان شاداب نمی ماند. امروز که ما نیازمند توجه هستیم؛ امروز که چشم مان سالم، دستمان توانمند و ذهنمان فعال است ما را دریابید، امروز نیازمندیم تا آثارمان چاپ شود. امروز هنرمندان ما شایسته ی تقدیرند.

آنچه مردم باید انجام بدهند همین است که وقتی استاد نخجوان نمایشگاه می گذارد از آن استقبال می کنند و حال که مراسم نکوداشت برپاست به این گستردگی آمده اند و می گویند استاد را دوست دارند، برای او احترام قائلند و از دیدنش شادمان می شوند. سخن، نیز خطاب به استاد نخجوان این است که استاد گرامی هنر شما چشمه ای زاینده است و جاری و ساری شده از عرش خداوندی است. ماحصل زحمات سالها رنج شما در عرصه فرهنگی و هنری شهر شاگردانی هستند که امروز در مراسم حضور دارند. از شما رد پایی بجای می ماند که اثر آن بر دلهای آگاه همه ی ما ماندگار خواهد شد.

برنامه ی بعدی اجرای موسیقی توسط گروه موسیقی سیستانی بود حیدر حسینی دو اثر از شادروان شهری را اجرا کرد و احمد نخعی خواننده پیشکسوت سیستانی دو آهنگ از آثار خود را اجرا کرد که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفت.

سخنران بعدی استاد امین اله سرابندی پیشگام داستان نویسی استان بود که در سخنانی به فلسفه ی هنر و جایگاه نقاشی پرداخت وی گفت: به نام خداوند جان و خرد و با سلام به جمع هنرمندان و هنردوستان بزرگوار

آنگاه که انسان می خواهد راجع به یک هنرمند صحبت کند لازم است تا پیرامون هنر، هنرمند، زیباشناسی هنر صحبت کند و احتمالاً نقد و بررسی آثار هنرمند. امّا آنگاه که بدانیم که هنرمند می خواهد از شهرش کوچ کند دلگیر و افسرده می شویم و مسئله بررسی هنر هنرمند تحت تأثیر این کوچ قرار می گیرد و انسان سرشار اندوه می شود.

از نظر من هر شهری دارای پارک و گلستانی پرگل است که وقتی فصل پاییز شروع می شود بیشتر گلها و درختان این گلستان دستخوش تندباد خزان می شود و اما در همین شهر باغ پرگل و درخت دیگری است که تندباد خزان را یارای نزدیک شدن به گلستان دوم نیست و هیچ آفت دیگری هم سراغ او نمی آید مگر که گاهی علفی هرز سروکله اش پیدا شود. این گلستان دوّم، هنرمندان آن شهر و دیارند که ایستا و پویا نظاره گر مردمانش هستند. گلها و درختان این گلستان هیچگاه پیر نمی شوند سر بر زمین نمی سایند و همیشه نام این گلها جاویدان می مانند. گلستان اوّل را غم از دست دادن گلهایش نیست زیرا طبیعتش چنین است امّا اگر از گلستان هنرمندان گُلی کوچ کند تمامی درختان و گلها افسرده می شوند و حتی این افسردگی را به جامعه هم منتقل می کنند. اکنون خبر این است که از گلستان هنر شهر زاهدان درختی پرگل کوچ می کند. گُلی که با هر نگاه به اطرافش همه آنچه را که با چشم دل می بیند بر روی کاغذ و پارچه با سرخی خون رگهایش به تصویر می کشد این هنرمند نام آشنا استاد حسین نخجوان نقاش چیره دست استان ماست که با رنگهایش دیدگاه را افسون می کند و با دم مسیحایی به درخت و گل و طبیعت جان می بخشد او یک شاعر است. به نظر من هر نقاش در ابتدا باید شاعر باشد که از خردسالی شعر در درونش به غلیان آید تا بعد با نجوا و قلم اشعارش را نقاشی کند. چون یک شاعر تیزنگر است بیشتر شعرا تیزنگر هستند مثل استاد عباس باقری که ایوب را از فراخنای زمان بیرون کشید و بازوان نحیف و لختش را به باد 120 روزه سپرد که از دیدگاه من باقری با ایوب در باد متولد شد یا استاد عباس عارف که آناهیتا را از ستیغ کوه اشیلا فریاد کشید و استاد ذاکری در کورنام شعری که پویا و از دل باشد ماندنی است پس نخجوان اوّل شاعر است و بعد نقاش. یک نقاش می تواند چندین نوبت شعرش را از دیدگاههای مختلف نقاشی کند مگر آنکه شعر به او الهام شود مثل کمال الملک و همه نقاشان بزرگ ایران و اروپا اغلب تابلوهای نخجوان الهامی است همانگونه که استاد ذاکری و عارف و استاد باقری نمی توانند آناهیتا و ایوب دیگری را فریاد بزنند برخی از تابلوهای نخجوان نیز تکرار نشدنی است.

این را همگان می دانند که هنرمندان ایرانی وارثان هنر اجدادی اند بخصوص هنرمندان این استان که وارثان بلافصل تمدنهای شهر سوخته و اسپیددژ می باشند. حتی به نظر اینجانب تمدن و هنر اقوام هند و ایران آنگاه که در یک نیمه شرقی فلات ایران می زیستند پس از استقرار و تشکیل سازمانهای سیاسی مذهبی، هنری دو تمدن و فرهنگ مجزا از هم و خویشاوند را در ایران و هند نهادینه نمودند، طوایف هند تمدن و هنر ودایی را پدید آوردند و طوایف آریایی ایران تمدن و فرهنگ اوستایی را پی ریزی کردند این دو قوم خویشاوند دو مکتب فکری و هنری ایران و هند قدیم را پایه گذاری کردند و هر یک در زمینه مسائل دینی، ماوراء طبیعی، اجتماعی و هنری کوشش های فراوان بکار بردند ادبیات و هنر ودایی در هند تا حدی محفوظ ماند. امّا هنر و ادبیات اوستایی در ایران در طول زمان در پی حوادث گوناگون و ناگوار از میان رفت و آنچه هم بجای مانده است به قدمت و کهنگی ادبیات و هنر ودایی نیست زیرا کم و بیش دستخوش تجدیدنظر مطلبی و انحصارخواهی روحانیان زرتشتی در اواخر حکومت ساسانیان قرار گفت و بعد هم تازیگان امّا نیمه شرقی فلات ایران یعنی استان ما میراث داران واقعی ادبیات کهن می باشند زیرا تازیگان و ترکان صحراگرد آسیای میانه کمتر این استان را صدمه زدند. امّا هنر این مردم از میان نرفت که تاریخ بیانگر پویایی هنر مردم این منطقه است. هنرمندان این استان بی پشتوانه ترین و بی کس ترین هنرمندان جهان هستند هیچ حمایتی نمی شوند با این بی کسی این جوشش هنری خودشان است که حرفی برای گفتن دارند و می درخشند و بگذریم که کوچ نخجوان شاید بر برخی چندان اثری نداشته باشد امّا تفتان می غرد که دیگر نخجوانی نیست تا ناله های فروخورده اش را نقاشی کند. المند خاک بر سر می کند که نخجوان نیست تا تشنگی اش را به جهانیان نشان دهد و فلامینگوهای تشنه را توان ناله نیست تا رنگهای نخجوان برقصشان درآورد. نخجوان می رود خدایش نگهبان، آثارش ماندنی است و مانا و زیبا چونان غزل های سلیمان. شبانه های شاملو و چشمهای کمال الملک. باشد که آنگاه که در کنار یأسهای خراسان قدم می زند ما را به فراموشی نسپارد که اینجا سرزمین پدری است.

سخنران بعدی مراسم نکوداشت دکتر محمدتقی رخشانی مدیرمسئول روزنامه زاهدان بود که طی سخنانی گفت: بنا داشتم تا برخلاف جلسات تجلیل و بزرگداشت و نکوداشت که برگزار می کردیم و سخنان بنده محدود به نکات عمومی مراسمات بود، قصد داشتم مباحثی علمی و کارشناسی در زمینه ی فرهنگ و فرهیختگی را طرح کنم که با طولانی شدن زمان برنامه باز هم ناگزیر هستم از طرح آن مباحث بگذرم. اولین بار در مراسم تجلیل از شادروان علی شهری در سال 87 بود که با استاد نخجوان آشنا شدم و در طی این چند سال انس و الفت زیادی نسبت به ایشان پیدا کردم. خوشحالم که موفق شدیم یک نمایشگاه از آثار نقاشی ایشان را در زاهدان برپا کنیم. همانطور که می دانید استاد نخجوان از رنگ و روغن بسیار خوب و پخته استفاده می کند. در جلوی سن سه تابلو از ایشان قرار دارد یک تابلو گل، یک پرتره و یک تابلو اشیاء که در همه ی آنها می توانید تسلط و استادی جناب نخجوان را ببینید، نکته ی دیگر در ارتباط با استاد نخجوان فرهیختگی ایشان است، فرهیخته کسی است که وقتی شما با او هم مجلس می شوید حداقل سه ویژگی را داشته باشید اول آنکه به شما با طراوت و شادابی انرژی مثبت بدهد، دوم آنکه مایه ی امیدواری بشود و سوم آنکه نکات جدید از او بیاموزید و در چند سال گذشته هر گاه با استاد نخجوان هم نشین بودم شادی و امید را در خود احساس کردم و همواره نکات تازه می آموختم. امیدوارم شرایط فرهنگی و هنری استان از چنان شادابی، طراوت و فرصت و امکاناتی برخوردار باشد که هنرمندان گرانسنگ استان همچون استاد علی راشکی، استاد هادی صفاکیش، استاد اسداله نجفی، استاد احمد بستانی و سایر اساتید بتوانند جولان بدهند و برای ما افتخار کسب کنند و اگر روزی قصد رفتن از استان را داشتند دلیلشان هر چه باشد، باشد اما این نباشد که فضا را برای کار و توسعه ی فعالیت مناسب ندانند.

برتولت برشت در شعری که رضی هیرمندی، فرهیخته ی هم شهری ما ترجمه کرده می گوید: در روزگار تیره و تار هم- آیا ترانه هست؟ آری ترانه هست؟ در وصف روزهای تیره و تار

آرزو نمی کنم که فضای فرهنگی- هنری مشهد چنان باشد که استاد نخجوان به شهرش برگردد، آرزو می کنم که فضای فرهنگی و هنری استان ما چنان سرشار از طراوت باشد که همه را مجذوب خود کند.

حرف ما با استاد نخجوان این است که تابلوهای شما بر دیوار خانه های ما در استان یادگاری است که همواره برای ما می ماند و یاد شما را برای ما تازه می کند به هر کجا که می روید پیروز و سربلند باشید. در پایان بخشی از شعر زیبای وحید کیخامقدم را می خوانم تا استاد نخجوان ما را همواره این گونه به خاطر داشته باشد.

کوچه ها را آب و جارو زن تو ای قاصد برو

من زمان را چهره می شویم به چشم انتظار

رو، که ما در این زمین امروز بی آوازه ایم

بر فلک نیز این سخن بنویس از ما یادگار

گر چه ما را با شبان افتاده کار روزگار

لیک ما سرویم جانا، با شبان ما را چه کار

آخرین سخنران جلسه استاد نخجوان بود که طی سخنانی گفت: من حرفی برای گفتن ندارم جز تشکر از شما و این که اگر موفقیتی داشته ام با تلاش، دقت، مطالعه و پشتکار به دست آمده و از همه ی عزیزان به ویژه جناب دکتر رخشانی که حامی همه ی هنرمندان استان هستند تشکر می کنم.

این دستگاه با ارسال پالسهای دیجیتالی آلتراسونیك باعث از بین بردن یا دور کردن انواع سوسک و انواع جونده ها و موش می شود....
روش خرید:برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
قیمت: 33,900 تومان





نوع مطلب : خبرهای جالب، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : نکوداشت استاد نخجوان، استاد نخجوان، نقاش سیستان و بلوچستانی،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.