تبلیغات
سیستان نما - مطالب ابر سیستان





Powered by WebGozar

 
سیستان نما
سیستان در یک نگاه
                                                        
درباره وبلاگ

نیا باران ، زمین جای قشنگی نیست!
من از جنس زمینم خوب میدانم،
که دریا، جد تو در یک تبانی ماهی بیچاره را در دام ماهیگیر می راند.
من از جنس زمینم خوب میدانم،
که گل در عقد زنبور است،
... یک طرف سودای بلبل،
یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد.
نیا باران!!!!
مدیر وبلاگ : امین کیخا مقدم
نظرسنجی
آیا با تقسیم استان به 4 استان موافقید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : امین کیخا مقدم

طایفه کیخا «کیخواه »، یکی از طوایف بزرگ سیستان و بلوچستان ایران به شمار می‌آید و زیر مجموعه قوم بزرگ کاشانی (کشانی ) محسوب می‌شود وبه مفهوم «کی خواه» یا کیانی خواه تعبیر می‌شود و دارای هفت تیره می‌باشد.

  • کیخای پلاسی
  • کیخای عسگری
  • کیخای عودی (سدکی)
  • کیخار چپتی
  • کیخای شاه بیگی
  • کیخای ته رودی
  • کیخای کندری

 

کیخای پلاسی

براساس نوشته ملک شاه حسین در کتاب احیا الملوک، از کیخای پلاسی به عنوان تیره معتبر کیخا یاد شده، که در منطقه پشت منطقه زره(سیستان)سکونت اختیار کرده‌اند.یک سند تاریخی موجود که در سال 1153 هجری به رشته تحریر درآمده است محل این قریه را در جنوب اله آباد که به میرزایی مشهور بوده ذکر می کند برخی از معمرین تیره پلاسی بر این عقیده اند که فرزندان عبداله سیاه پلاس اند اما خیمه یا چادر سیاه که در اصطلاح محلی بنام پلاس مشهور است سر پناه و مسکن جماعت خاصی نبوده و نیست.وعبدا.. نیز در سرزمین حجاز می‌زیسته‌است. او مردی بادیه نشین بوده که روزی در غروب آفتاب شترش گم شده، و وی در جستجوی شترش رو به بیابان نهاده واز قضا در زیر روشنایی شفق، نور خیره کننده‌ای نظر اورا به خود جلب می‌نماید. چون نزدیک می‌شود با گنجینه‌ای از جواهرات روبرو شده و دامانش را از جواهرات پر کرده وبه برمی گردد.وچون روز دیگر به آنجا می‌رود اثری از گنج نمی‌بیند.لذا از بیم لو رفتن، با قبیله اش کوچ کرده وبه سیستان می‌رودو در آنجاهمه جزیره و نیزار بود و او کسی را نزد کیان روانه ساخت که مرا جایی ده تا با قبیله خویش سکونت گزینم و بخاطر جا دادن دانه ای جواهر به او می دهد.و اکنون در قریه پلاسی، در میان شیله زابل زندگی می‌کنند. از طایفه مذکور فامیل‌های شریعی، شریفی، خزاعی، عرفانی، شاکری، قائمی، خالصی، امامی، امام جمعه، توکلی، افشاری وکاظمی پدید آمده‌اند.که مهمترین آن کاظمی است.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب خواندنی، 
برچسب ها : کیخا، سیستان، طایفه کیخا،
لینک های مرتبط :




لطفا خودتان را معرفی کنید.

حسین اربابی هستم از پدر و مادری سیستانی از ده ارباب اما متولد تهران و بزرگ شده مشهد و 31 سال هم ایتالیا هستم، برای تحصیلات به ایتالیا رفتم اما دیدم تجارت فرش خوبه شدم تاجر فرش. همسر ایتالیایی دارم سه دختر دارم به نام های شیرین، شادی و شیدا که هر سه اسم ایتالیایی هم دارند تا هر دو پدربزرگ و مادربزرگشان خوشحال باشند به 29 کشور سفر کردم در هر جا که می رفتم پیتزا می دیدم، رفتم کلاس یک دوره دیدم، معلم من وقتی دید که خیلی فعال و خلاق هستم من را به مسابقه ی پیتزا در ایتالیا دعوت کرد به عنوان ایرانی و خواست که ابتکار جدید داشته باشم، رفتم منزل و از دخترها خواستم که به من ایده بدهند آنها یکی پیتزا قورمه سبزی و یکی پیتزا زرشک زعفرانی را نوشت بردم و پیشنهاد کردم. استادم استقبال کرد رویش کار کردم و در مسابقه مقام اول را کسب کردم که خبر آن را تلویزیون ایران هم پخش کرد و تا حالا اکثر کشورهای دنیا حتی اوکراین و امریکا هم از این ابتکار استقبال کرده اند. یکسال و نیم قبل به لاس وگاس امریکا برای مسابقات جهانی دعوت شدم زعفران و زرشک را بردم آنجا هم مورد استقبال قرار گرفت، هم ایرانی ها هم امریکایی ها خوششان آمد.

بعد دوره های غذاهای کلاسیک ایتالیا را دیدم و کلاً کار من طراحی غذاست، چند جشنواره هم برگزار کردم یک شب هشت غذا از هشت کشور درست کردیم که من میرزاقاسمی درست کردم که مورد استقبال قرار گرفت جالب این که از من به عنوان کسی که جرأت کردم از سنت به مدرنیته پرش کنم و کتابم هم در همین رابطه است یعنی تلفیق غذا و فرهنگ دو کشور سابقه دار و دارای تمدن ایران و ایتالیا تحت عنوان از سیستان تا سالنت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : خبرهای جالب، عجیب اما واقعی، مطالب خواندنی، 
برچسب ها : ایتالیا، حسین اربابی، پیتزا قورمه سبزی، سیستان،
لینک های مرتبط :




بیشتر منابع از سیستان به عنوان انبار غله ایران نام برده اند و از سایر محصولات آن سخنی به میان نیامده، زیرا دیگر محصولات در مقابل عظمت خرمنهای عظیم گندم محو شده است. برخی فکر می کنند تغییرات آب و هوایی باعث شده تا سیستانیها به تک محصولی که همان غلات باشد روی آورده اند و توفانهای عظیم شن را نیز عامل این تغییرات می دانند. البته همانگونه که تاریخ سیستان اشاره می کند ریگ روان «شن» به دلیل تغییر مسیرهای گاه و بیگاه رودخانه ها وجود داشته امّا عامل اصلی توفانها در دهه های گذشته قطع درختان گز از جنگلهای سیستان بوده است صرفنظر از گزی که برای بستن سدهای هیزمی در سیستان استفاده می شده. دو عامل بسیار مهم دیگر عامل تخریب جنگلهای سیستان بوده 1-کوره های هیزمی زرگران و کرنل که برای پختن آجر از درختچه های گز استفاده می شده عامل دوم آسیایی بوده که توسط دار و دسته خاندان خزیمه از طریق شبه قاره وارد سیستان شده و سوخت این آسیا هم از هیزم بوده. بنا به گزارش آقای مهندس عترت رییس بنگاه مستقل آبیاری سیستان برای ساخت یا (بافتن) هر بند گزی حدود 000/20 یا 000/25 هزار بار سرشاخه گز لازم بوده که توسط الاغ و شتر به محل بستن سد حمل می شده و این مقدار سرشاخه گز برای بستن فقط یک سد مصرف می شده در صورتیکه در سیستان اغلب سه سد بسته می شده 1-سد کهک 2-سد زهک 3-سد کمک. با این حال که هر سه سد بسته می شد جنگلهای سیستان از بین نمی رفت اما غول آسیا آتشی و کوره های هیزمی جنگلهای سیستان را نابود کرد، رییس بنگاه مستقل آبیاری در مقاله (سدهای سیستان) می نویسد برای بستن سه سد کهک، زهک و لخشک در حدود 000/80 هزار بار الاغ شاخه از جنگلها بریده و مصرف می شد.(1)

به غیر از اینکه سدها باعث ویرانی جنگلها می شده همانگونه که جلوتر اشاره شد سه عامل دیگر باعث ریشه کن شدن جنگلها شد.

«1-کارخانه تولید برق که همان آس آتشی باشد که آرد تیپ زابل را تأمین می کرد و مصرف روزانه کارخانه 7 تا 10 تن چوب گز بود.

2-پنج کوره آجرپزی که مصرف روزانه هر کوره 200 بار الاغ چوب گز بود.

3-کوره چونه پزی 4 کوزه مصرف روزانه هر کوره 200 بار الاغ چوب گز بود.»(2)

که در حقیقت آنچه ریشه جنگلها را از بیخ و بن برکند کارخانه برق و کوره ها بود زیرا تا دهه 20 جنگلهای سیستان به قدری به هم بسته بود که هر گاه مسافری می خواست از شهر زابل عازم بخش میانکنگی شود به تنهایی جرأت سفر نداشت زیرا جنگل مأمن حیوانات درنده و سارقین بود و مسافرین کاروانی حرکت می کردند یعنی سدهای هیزمی خطر جنگل زدایی چندانی نداشت زیرا از زمان شاهرخ تیموری که او سدهای آجری و مستحکم سیستان را ویران کرد سیستانیها دیگر نتوانستند سدهای آجری مستحکم بسازند و مجبور بودند سدها را با شاخه گز احداث نمایند که با این حال جنگلها سر جایش بود امّا ورود آسیا آتشی (کارخانه برق) و چند کوره آجرپزی تیر خلاصی جنگلها را رها کرد و جنگلها نابود شد و توفانهای شن را چند برابر کرد. اگر که حمل بر بدبینی نباشد آوردن کارخانه برق عمدی بوده تا حیات جنگلهای سیستان را به آخر برساند و نابود کند یعنی خیانتی دیگر از مجموعه خیانتهای خاندان علم، در حالی این کارخانه دست دوم وارد سیستان شد که نسل این کارخانه ها که با هیزم کار می کرد تمام شده بود و برای اروپاییان این کارخانه ی از رده خارج در حکم آهن قراضه بود.

و عامل بعدی که همه چیز را نابود کرد خشکسالی های 1327 و 1328 و خشکسالیهای آخر دهه 40 و آنچه هم ماند در این خشکسالی 16 ساله نابود شد.

در سیستان که همه فکر می کنند فقط انبار غله ایران بوده بیشتر منابع و از جمله تاریخ سیستان از محصولات متنوعی که در سیستان به دست می آمده نام برده شده. تا دهه 30 در سیستان بهترین خرما به عمل می آمد که در زمان صفویه در سیستان محصولات یک منطقه فقط خرما بوده که به شرق و شبه قاره هم صادر می شده نام این روستا مچی بوده، که مچ به معنی درخت خرما می باشد و این روستا در محدوده حوض دارا بوده. دومین محصول سیستان بعد از خرما نارنج و ترنج بوده که گاهی سیستان را نارنجستان ایران می نامیدند. هم اکنون در بعضی از خانه های شهر زابل درخت های پرتقالی است که پرتقال های بسیار مرغوب دارد.

یکی دیگر از محصولات زابل انگور بوده که فراورده های انگور در بیشتر نقاط صادر می شد. سیر، حلوا، شکر سرخ، حنا و آمله که نوعی داروست از دیگر صادرات سیستان بوده و صادرات دریایی هم بهترین پر مرغ و پوست سمور بوده است.

یکی از بهترین صادرات سیستان نخ ابریشم و پارچه های ابریشم بوده چنانکه شاعر بزرگ سیستانی فرخی می سراید:

با کاروان حله برفتم ز سیستان

با حله بریده ز دل بافته ز جان

که بافت پارچه های ابریشم و پرورش کرم ابریشم تا صد سال قبل در روستاهای بخش شیب آب بخصوص روستاهای سدکی و توقی رواج داشته. در سیستان بخصوص در بخش میانکنگی دو نوع پنبه به عمل می آمده: 1-پنبه سفید 2-پنبه «بورک» یعنی پنبه تقریباً رنگی که از آن پتوهای مخصوص و روانداز می بافتند. جاوند که یک نوع چادر معمولی و ابریشمی بوده و کرباس و کشمیر و سفره از دیگر صادرات سیستان به شمار می رفته.

اگر که برخی حدس می زنند که ویرانی شهر سوخته به خاطر تغییرات آب و هوایی بوده بطور کلی این نظریه مردود است. البته از آن زمان به بعد سیستان دچار تغییرات آب و هوایی شده، نه اینکه این تغییرات در حدی باشد که منطقه ای را ویران کند.

و نیز در سیستان دو نوع جو به دست می آمده، به نام های جوی معمولی و دیگر جوی لیچک یعنی جوی بدون پوست که شبیه برنج بوده و نیز دو نوع گندم.

در این اواخر بزرگترین صادرات سیستان گاو و روغن دام بوده که برای فروش تا مرو و سرخس می رفته اند و از غرب تا کرمان و اصفهان که در اصفهان از گاو اصیل سیستانی برای کشیدن آب از چاهها استفاده می کردند بنابراین فقط غله محصول صادراتی سیستان نبوده، اما به علت زیادی غله غلات در رأس قرار گرفته آنچه از مطالب تاریخ سیستان استنباط می شود گندم در برابر دیگر محصولات و فرآورده های گیاهی بهایی نداشته چنانکه تاریخ سیستان از یک قحط سالی می نویسد که نرخ محصولات به شدت افزایش یافته بود، این تاریخ می نویسد.

یک من گوشت گاو چهار دینار و سیر خشک...، حنا که قیمت همه بیش از چند دینار بوده اما قیمت 200 من آرد یک دینار بوده است با توجه به اینکه یک من در سیستان 6 کیلو می باشد، یعنی قیمت 1200 کیلو آرد یک دینار بوده که در مقابل گوشت گاو که یک من چهار دینار بوده. آرد به طور کامل قیمتی نداشته است، یعنی در هیچ تاریخی به جز دهه های اخیر در سیستان هیچ گرسنه و فقیری نبوده که به خاطر لقمه ای نان راهی دیارهای غربت شوند، آنهم در عصری که فضا در تسخیر انسان درآمده و ما نیز از نظر شعار و حرف، رقبه نخست را داریم. امّا در عمل ارزش پول ما در حد کشورهای افریقایی است و با کشوری جنگ زده مثل افغانستان قابل مقایسه نیست، آن هم به گونه ای که همسایه های ما تورم را زیاد احساس نمی کنند تورم در کشور ما در سال 1391 مرتب سیر صعودی داشته است.

منابع:

1-بنگاه مستقل آبیاری گزارش وضع عمومی آبیاری 1335 شمسی به نقل از آقای حسن احمدی.

2-سدهای باستانی سیستانی آقای حسن احمدی صفحه 278-279





نوع مطلب : مطالب خواندنی، 
برچسب ها : امین اله سرابندی، سیستان،
لینک های مرتبط :







سکه یکی از ارزشمندترین اسناد بازمانده از اعصار است که اطلاعات بی بدیلی از مشخصات مردم شناختی، جهان بینی، جمعیت شناختی و تاریخی جوامع را به دست می دهد. سیستان بعنوان یک  ناحیه تاثیر گذار در شرق و جنوبشرق ایران حداقل تا  دوره صفویه یکی از مراکز اصلی ضرب سکه در ایران بوده است اما از صفویه تا قاجار اثری از ضرب سکه در هر یک از مراکز سیاسی و جمعیتی سیستان دیده نمی شود و بجای آن هرات و گاهی قندهار در این ناحیه مرکز ضرب سکه قرار می گیرند تا اینکه در دوره ناصری گزارشهایی از حافظه تاریخی مردم به گوش می رسد که بعد از چند سده مجددا نام سیستان  را در زمره مناطق ضرب سکه در ایران مطرح می سازد. علیرغم این ادعاها تا چندی پیش، هیچ گزارشی ازرویت سکه  علیرغم جستجوی فراوان در جایی دیده نمی شود و قاعدتا از خود سکه هم خبری به دست نمی آید تا اینکه اخیرا نگارنده که خود از علاقمندان به جمع آوری سکه و مجموعه داری است به چند سکه دست پیدا نمود که با شگفتی فراوان محل ضرب آن سیستان ذکرشده بود. با توجه به اهمیت موضوع و اینکه کنکاش در شناخت هرچه بیشتر سکه می تواند به شناخت بخشی از وقایع تاریخی همزمان با سکه نیز کمک کند نگارنده سعی نمود با تطبیق تاریخی وقایع با زمان ضرب سکه برای بخشی از ابهامات موجود پاسخی پیدا بکند.




برای خواندن ادامه ی مطلب کلیک کنید


نوع مطلب : مطالب خواندنی، عکس، خبرهای جالب، 
برچسب ها : سکه، سیستان، سیستان به روایت سکه،
لینک های مرتبط :